نفس فرشته عشقمنفس فرشته عشقم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

نفس فرشته عشق

اولين باري كه رفتيم لاله پارك

از وقتی که لاله پارک افتتاح شده ،فقط یه بار ٣ تایی ، نه ببخشید ٤ تایی (با نعیمه)تونستیم بریم اونجا. چند وقت بعدش هم sms  اومد كه سالن بازي لاله پارك هم افتتاح شده ، اينه كه بابايي هم پيشنهاد داد كه بريم اونجا .   بالاخره امروز  بعد از برف بازی و گردش تو برفا ، نوبت لاله پارک رسید. شهربازيش بد نبود ولي اینجا هم مث سرزمین عجایب برا سن شما مناسب نبود. يه چند تا وسيله ديدي كه خوشت اومد و سوارش شدي و کیف کردی . ماهم که همیشه دوربین به دست و آماده  گرفتن عکس از عشقمون هستیم.شروع کردیم به عکس گرفتن . از زرافه  خوشت اومده بود .... موتور سوارت کردم که دوس...
27 بهمن 1391

نفس در سرزمین عجایب

نفسی ، این چند روزه که خیلی موندی تو خونه حسابی برا ددر دلت تنگ شده ، هر موقع از بیمارستان(از پیش عمه ات ) می رسیدیم خونه  با یه آهنگ خیلی نازی و ناراحتی می گفتی ماما ددر . من هم که این دلتنگیتو می دیدم به بابایی گفتم نفسی رو ببریم پارک یا سالن بازی که کمی بازی کنو وآروم شه . که عصر روز 5 شنبه رفتیم پاساژ تیراژه ( سرزمین عجایب ) که عسلی من بازی کنه . ایلیا و باباش هم با ما بودند. که قبل از همه بابیت برات یه ماشین اجاره کرد که خیلی باحال بود و شما هم خیلی خوشت اومده بود ازش که هر جا رفتیم شما هم من و بابایی با اون می بردیمت. راستی ماشینت به رنگ نارنجی بود و شماره اش هم 99 بود . عشقم با ایلیا ( پس...
19 بهمن 1391

عمه جون حالش بده ، رفتیم پيشش

امروز که مامانی تو شرکت بود ، بابایی زنگ زد که عمه حالش خوب نیست و باید سریعا" بریم پیشش ، یعنی مامان جون و بابایی ، البته قرار بود تا یکی دو هفته دیگه ما بریم تهران ولی تقریبا" منصرف شده بودیم . اما مریضی عمه باعث شد که حتما" بریم پیشش . من هم خواستم برم . و شما رو پیش مامان جونی بزارم. ولی هر چقدر کردیم نتونستیم شمارو نبریم آخه شاید مجبور می شدیم زیاد بمونیم و از دلمون نیومد دور از ما باشی یا ما دور از تو عزیزترینم باشیم . رفتیم و من نگران بودم که تو راه اذیت بشی و گریه کنی و نتونی اون مسافت دور رو تحمل کنی ولی خوشبختانه خیلی خوب بودی . خیلی ازت ممنونم هم اینکه مارو اذیت نکردی و هم اینکه باعث شدی  خیلی هم بهمون خوش ...
16 بهمن 1391

عشقم از همین حالا آینده نگر شده

امروز گل زندگیم برای اولین بار بدون کمک مامی پولشو تو قلکش انداخت . از همین حالا داره برا آینده .... عشقم 5/12 کیلو شده ، این روزا خیلی کم غذا میخوره و یا این که اصلا نمیخوره .... نازنینم دوست دارم .... مامان جون و بابا جمال دیروز اومد خونه ما و نفسی کلی کیف کرد .    مامی : دخترم چه به کالری که گرفته اهمیت میده نغسی : آخه این روزا  نمیشه اهمیت ندم  مامانی   نفسم داره پولاشو می ریزه تو قلکش همشو  ریخت عروسکم تو قلکش بعدش مامی میپرسه : نفسی کو پولات     نفسی جواب می ده : نیست با اشاره ...
23 دی 1391

نفسم تو 16 ماهگی چه کارایی میکنه

دختر ناز   من خیلی خیلی مهربونترشده ، وقتی میگی نفسم این کارو نکن من ناراحت می شم سریع میاد مامانیشو میبوسه. شبا که پیش مامی و بابی میخوابی و هنوز نتونستم که جدات کنم . فقط نمی دونم چرا شب تا صبح باید پستونکت تو دهنت باشه و بعضی اوقات خودت تو خواب ، چشم بسته پستونکتو که انداختی رو پیدا میکنی و میزاری تو دهنت. وقتی دستشویی میکنی میایی میگی جیش و موقع تعویضم که خودت پا میشی قبل از من میری دستشویی و البته بعضی اوقاتم میگی جیش یعنی همون موقع واقعیی قضیه !   وقتی دست و صورتت یه کمی کثیف می شه سریع خودت با دستمال پاکش میکنی ، خیلی تمیزی عزیزم.  خیلی احتیاط میکنی ، جالبه هم وقتی چهار دست و پا ر...
22 دی 1391

عاشق چشمان نازتیم

چه ناز است چشمانی که لحظه ای دیدن دوباره اش برایم آرزو شده  . ای مهربان ما ، آرام جان ما ، چشمان تو آرام جان است مرا گاهی اگر آهی کشم ، باکم نیست ! من در آن چشمان زیبا "زندگی " من در آن چشمان زیبا "عاشقی " من در آن چشمان زیبا " من " شدم همه زندگیم ..روز وشبم .....روز ناآمده ام .......... فردایم ......خنده گمشده ام ............ رویا یم..... همه من  ، من تو در نگاهت متولد شده است   ...
21 دی 1391

از طرف بابایی به دختر نازم

بايد دختر باشي كه بداني پدر لطيف ترين موجود عالم است .......   بايد دختر باشي تا ته دلت قرص باشد كه هيچ وقت جاي دست پدر رو صورتت نخواهد افتاد مگر به نوازش ! بايد پدر باشي تابداني دختر عزيزترين  موجود عالم است......... تا پدر نباشي  نمي تواني درك كني دختر داشتن افتخار پدر است!!! بايد دختر- پدر باشي تا بداني چه شگفتي هايي دارد اين عالم ! چه عزيز است اخم تلخ پدر و ناز دختر............ چه نازك است دل پدر كه طاقت ديدن اشك دختر را ندارد...... بايد پدر - دختر باشيد تا.................... و هر دختري شاكر خدا خواهد بود به خاطر داشتنه نعمت بزرگ پد...
16 دی 1391