با این که تولد صدرا 2 دی هستش ولی خاله سهیلا به خاطر سارینا و سایمان مراسم رو به 4 دی یعنی امروز موکول کرد. عصری حدودای ساعت 6 عصر با نفسم رفتیم خونه صدرا . همه کارا رو خاله انجام داده بود بعضی از تزئینات رو هم بابایی نفس اضافه کرد و نفس ، مامان ، خاله و صدرا داشتن برا تولد آماده می شدن . بعد از یکی دو ساعت سرو کله سارینا و سایمان پیدا شد. و بعد از اونم هستی و فربد. وای که چه سرو صدایی راه انداخته بودن . هستی و سارینا هی میرقصیدن . نفسی منم داشت وسط اونا می رقصید. تا اینکه نوبت عکس گرفتن شد .هرکسی میگفت از من عکس بگیر ، از من عکس بگیر و هرکی ژست خودشو میگرفت به جز نفسی که اصلا از عکس زده شده طفل...