نفس فرشته عشقمنفس فرشته عشقم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

نفس فرشته عشق

هورااااااااااااااااااااا دخترم راه افتاد

    هورااااااااااااااااااااا  هورااااااااااااااااااااااااا  عروسکمون راه افتاد شادی تو دلها افتاد. عروسکم  دوستم دارم دوست دارم یه عالمه بالاخره دخترمون راه میره اون هم راه رفتن واقعی . دختر نازم میدونی من وبابایی چقدر چشم به انتظار مونده بودیم تا چند قدم طلاییت رو ورداری ، بالاخره موفق شدی  مثل همه کارهایی که در تک تکش تلاشتورو  نشونمون دادی این کارتو هم نشمون دادی  و ما رو خوشحال کردی .بالاخره دخترم چند قدم طلاییت رو برداشتی و مامی و بابی رو به اوج آسمونها بردی . البته عزیزم راه میرفتی ولی فقط یک قدم ورمیداشتی که این هم از یک سالگیت شروع شده بود ولی ما ...
7 آبان 1391

امروز عمو کمال مهمون ماست

بابایی مارال و آریان(همسر عمه فیروزه ) امروز مهمون ماهستش  . البته خونه مامان جون  می آد. قرار بود که ما مهمون  دعوتش کنیم که عمو کمال از قبلش  شرط کرد که  وقت کافی برا موندن تو ایران نداره و این چند وقتی که ایجاست میخواد پیشه مادرش بمونه و به همین علت هم هر کسیکه میخواد عمو کمال رو دعوت کنه همگی خونه مامان جون اشرف اونو ببینه . ما هم اونجا بودیم که عمه فریبا وآیدا و آرمین و عمو علی اونجا اومدند . از طرفی مامان جون هم  خانواده عمو نوحی و خاله بابا و دایی بابا را هم دعوت کرده بود. جمعا"٢١نفر دعوت بودن. نفس مامان تو هم مثل همیشه پرنسس بودی  وهمه رو با کارها جذب خودت میکردی و شیرین کاریهای...
1 آبان 1391

ماهی کوچولو

دخترم ماهی کوچولو شده . موضوع از این قراره که ما یه روزی که خونه ی خاله فرشته مهمون بودیم . توی تنگشون ماهی داشتن ومامی هم خواست مشغولت کنه که ماهی رو نشونت دادم و بهت گفتم مامانی ببین چقدر نازه این ماهی و شما هم خیلی ذوق کردی .  لبهامو مثل ماهی میکردم و نشونت می دادم .مثل بازو بسته کردن لبهای ماهی .  که شما عسلم هم  یه دل نه صد دل عاشق ماهی شدی .و تند تند لبهای نازتو بهم می چسبوندی و میگفتی ماه ماه یعنی ماهی قربون این لبهای نازت برم . چه ماهی کوچولوم نازه . چه لبهای نازی داری . عین ماهیها باز و بسته می کردی ومن هم بغلم گرفتم و می بوسیدمت و شما هم تند تند تکرارش میکردی .   ...
23 مهر 1391

چکاپ 1 سالگی عروسک کوچولومون

                     "     مورخه ٩١/٧/١٩  " امروز دخترم ،برای چکاپ ١ سالگیت به مطب دکتر نادر لطفعلیزاده رفتیم   .(دکتر کودکانت ) قبلا"  هم برات وقت قبلی گرفته بودیم . آماده رفتن شدیم من و بابایی و شما .   من شما رو حاضرت کردم ،لباساتو پوشوندم . تو هم عروسک شده بودی عروسکم .  مامانی و بابایی  هم حاضر شدند و منتظر رفتن شدیم . قبل از رفتن حسابی بیخواب بودی ولی از بس خوش اخلاقی اصلا" ناراحتی نمیکردی سوار ماشین شدیم یه نیم ساعتی همینطور ساکت ...
23 مهر 1391

دوست دختر جدید نفس

دیروز بعد ازظهر با صفا رفتیم دنبال خاله پروانه و لوسی . وای لوسی چقدر خوشگل و ناز بود . چه ورجه وورجه می کرد . چقدر جنب و جوش داشت. تو ماشین هی می خواست این ور و اون ور و بررسی کنه . تارسیدیم خونه ، مجال نداد ، فقط با سرعت این طرف و اون طرف می رفت . و نفسم کلی ماتش برده بود . اول جریان خیلی خوب بود . با هم دوست بودن و ازشون میشد عکس گرفت ولی بعد از این که لوسی شلوغی کرد و به سمت نفس رفت ، نفس دیگه ..... مامان لوسی هم که هی میگفت لوسی مامان ! و یه گیره به سرش می زد . میگفت لوسی مامان ! یه کلاه میذاشت سرش و لوسی هم پزشو میداد. میگفت لوسی مامان ! یه لباس دیگه و .... خلاصه کلاسشون مار و کشت .... خلاصه خیلی با لوسی...
22 مهر 1391

تو اي زيباترین موجود خلقت در انتظارم........

 خدا گويد: تو اي زيباتر از خورشيد زيبايم ، تو اي والاترين مهمان دنيايم، بدان آغوش من باز است..... شروع كن 1 قدم با تو تمام گامهاي بعدي با من عشقم ،نفسم ،عمرم درانتظار قدم برداشتنهاي طلاييت لحظه شماري ميكنم ... دوست دارم بی نهایت ..............     ...
18 مهر 1391

روز جهاني كودك "نفس عسلیم " مبارک

  دختر نازم روز كودك مبارك..  عزيز دلم در 4 شهريور 1 سالگيت به پايان رسيد و اين يعني اینکه وارد دومين سال زندگيت شدي . 1 ساله نوزادي و نوپاييت رو پشت سر گذاشتي و وارد دوران شيرين كودكي ، دوران شيرين زبونيهات ، شيطنتهات ، كاراي جديد يادگرفتنهات ، آموزشهات ، دوران شاديهات و....  شدی.     فرشته مهربونم ،  اميدوارم هميشه كودكيت پر از  شادي و سلامتي و پر از صداي خنده هات باشه . عزیز دلم من و بابایی هميشه بهترينهارو برايت آرزو ميكنيم .   ...
17 مهر 1391