نفس فرشته عشقمنفس فرشته عشقم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

نفس فرشته عشق

امروز عمو کمال مهمون ماست

1391/8/1 23:54
نویسنده : مامان و بابا
311 بازدید
اشتراک گذاری

بابایی مارال و آریان(همسر عمه فیروزه ) امروز مهمون ماهستش  . البته خونه مامان جون  می آد. قرار بود که ما مهمون  دعوتش کنیم که عمو کمال از قبلش  شرط کرد که  وقت کافی برا موندن تو ایران نداره و این چند وقتی که ایجاست میخواد پیشه مادرش بمونه و به همین علت هم هر کسیکه میخواد عمو کمال رو دعوت کنه همگی خونه مامان جون اشرف اونو ببینه . ما هم اونجا بودیم که عمه فریبا وآیدا و آرمین و عمو علی اونجا اومدند . از طرفی مامان جون هم  خانواده عمو نوحی و خاله بابا و دایی بابا را هم دعوت کرده بود. جمعا"٢١نفر دعوت بودن. نفس مامان تو هم مثل همیشه پرنسس بودی  وهمه رو با کارها جذب خودت میکردی و شیرین کاریهایی که یاد گرفته بودی دل از همه می بردی .نفسی زبونت کو؟ نشون میدادی. موهات کو؟ موهاتو نشون می دادی .گنجشک چیکار میکنه ؟ بال بال میزنه و بال بال می زدی  با دستهای نازو  کوچیکت ..... و خیلی کارهای دیگه......

که البته تو پستهای بعدی برات می زارم ..................................

در ضمن عمو برات یه کادوی خوشگل هم آورده (یک دست کاپشن وشلوار ) مخصوص گل بازی یا آب بازی   دستش درد نکنه .

 

باهوش مامان، شیرین زیونم دوست دارم با این کارات ...با این اداهات...

آخه با این کارات بیشتر از همه دل از مامان می بری.  

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)