نفس فرشته عشقمنفس فرشته عشقم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

نفس فرشته عشق

شاهکارهای پرنسسم

این روزا چه شاهکارهایی که پرنسسم نمیکنه . دختر قشنگم ، نفس نازم ، ٢٠ ماهه که در کنار مایی و ما از بودن با تو لذت میبریم. ما لحظ لحظه باهاتیم و ثانیه هاتو تو ذهن و دلمون ثبت میکنیم . عشق و نگاه نافذی که تو چشمای قشنگت داری دل هرکسی رو آب میکنی وبیشتر از همه هم دل من و بابایی رو .......... دل ما از دلگرمی که تو سینه اته و خنده ایی که رو لبای نازته به تپش میوفته . من خدارو هزاران هزار بار شاکرم  عشقی که به بهشت دلمون فرستاد باعث شد عشق ما چند برابر بشه ومن هم هر چقدر شکر خدا بکنم ، کم کرده ام. حالا از شاهکارات بگم برات دختر زیبای همیشگی من : این روزا فقط کارت شده بدو بدو و کشف و اکتشافات و نترسی ها و هو...
28 ارديبهشت 1392

احساس من به تو

احساس من به تو مابين حرفام نيست.... ......... هر چي بهت بگم اوني كه ميخوام نيست........ كي مي خواد مثل تو باشه ، مثل تو كه بي نظيري ...
27 ارديبهشت 1392

هورااااااااااا دخترم جمله 4 کلمه ای میگه

دخترم باهوش و نازم در سن اسال و ٨ ماه و ١٩ روزگی  ( در ٢٠ ماهگبت ) در ساعت ٢٠ در خونه مامان جون بودیم که داشتم از پنجره اتاقشون گنجشک نشونت میدادم و بهت گفتم نفسم ببین چقدر نازن این گنجشکها . یه هو شما هم برگشتی به من گفتی " من گنجشک دوس دارم "  یه هویی  من هم  اینجوری شدم  دختر نازم پیشرفتت خیلییی عالیه . خیلی نازی خیلی باهوشی امیدوارم در همه کارات موفق  بشی و پیشرفت کنی . دوست دارم عسلی ناز مامان     ...
23 ارديبهشت 1392

مامانی خوبم دوست دارم

  تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد به مادرم… که مهرش تا ابد در دلم جای دارد. تو بهترین گل، میان شهر گلهایی تو رنگ آفتابی، شب که می رسد، مثل ستاره، گویا مهتابی   مامانی خوبم، روزت مبارک . "نفس"   کارت پستال و متن روز مادر Reviewed by Rad on May 12 Rating:   مامان مهربانم، آهنگ صدایت، زیباترین ترانه زندگی‌ام، نفس هایت، تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم شد.    مامی روزت مبارک. "نفس"           ...
11 ارديبهشت 1392

بیست ماهگیت مبارک

  من تو رو از پری دریا گرفتم تو رو از عطر خوش گلها گرفتم در جواب اون همه دعا و خواهش هدیه ای هستی که از خدا گرفتم ای همه شیرینی دنیا ، تو رو من از نسیم اون ور ابرا گرفتم     عشقم شما این روزا دیگه به هیچ کلمه ای رحم نمی کنی... اکثرا هم با مفهوم اونها آشنا هستی. وقتی میگی "پایین" ، "بالا "، "منو دوست داری؟"   و .... میدونی چی میگی در ضمن چند روزی هم هستش که برا پوشیدن لباسا و پن پنت هم مامانی رو اذیت میکنی .... و همیشه با گریه ............. البته این روزا بعضی اوقات هم با بابایی شوخی میکنی و وقتی بابا میگه این کارو نکنیا ، این حرف رو  نزنی ، لباس نپوشیا  ...
4 ارديبهشت 1392

بازهم دخترم مهمون مامانیش شد

بازم به علت اینکه مامی مجبوره اضافه کار بمونه به علت کار زیاد و بودن حسابرسان در شرکت   ولی خاله فرشته بردش خونه خودشون ، از اونجایی که هستی هم و خاله هم عاشقتن از هر فرصتی استفاده میکنن که زمانهایی که پیش مامان جونت میزارم سریع ورت میدارن و میبرن خونشون. البته برا ظهر هم مهمون خاله لیدا هستن و شمارو هم میبرن. ظهری هم یه زلزله ای اومد و دل منو آب کرد چون پیشم نبودی دلم لرزید و سریع برگشتم خونه تا ورت دارم ببرم خونه خودمون. میدونی عزیزم ، وقتایی که پیشم نیستی بی تاب ترم و به زور تحمل میکنم ، حالا وقتی از این اتفاقای ناجور هم که میفته دیگه بدتر بی تاب می شم عسلم.   ...
29 فروردين 1392

خوش بحالت نفس

  خوش بحال نفس ، خوش بحال مامان جون (البته به جز اذیتهای نفس) که بازم با هم هستند. بعد از تعطیلات عید و به جز دو سه روزی که نفسم پیش باباش بود و البته روز ١٤ فروردین که صبح تا عصر رو با خاله فرشته و خاله سهیلا بود ، همه روزا رو با مامانی و بابایی شروع می کرد. مامان جونم هی تاکید می کرد کاری نکنید که بعد از تعطیلات پیش من نمونه !!! ولی ظاهرا نفسم، مامان جون رو خیلی دوست داره و هنوزم وقتی می خواد خودشو لوس کنه سریع میره پیش مامان جونش و به ما حرص میده.  ولی انصافا مامان جونش هم خیلی دوسش داره و خیلی هم بهش میرسه ..... نفسم از اینکه به خاطر کارمون صبح تا عصر تنها میمونی و مام...
16 فروردين 1392