نمیدونم چرا این روزا لباس نمیپوشی ؟!!
حدود دو ماهیه که اصلا" دوست نداری لباس بپوشی ، از اول ٢٢ ماهگیت این وضیعت پیش اومده ، آخه چرااااااااا ؟؟؟؟ خودمم نمیدونم چرا . البته بیشتر فکر میکنم چون پوشک دوس نداری بپوشی ،حالا لباس پوشیدنت هم اضافی میدونی . .حالا عکسایی از لباس نپوشیدنهای این دو ماهه ات گرفتم که برات میزارم. ببین رفتی نشستی وسط ٢ تا مبل ، داری با قاشقت بازی میکنی داری با لباست کلنجار میری ، بند سرهمتو میندازی ،دوباره درش میاری توی این عکس کلا" میخوای لباستو درش بیاری مامان: نفس قاشقت کو؟ نفس: نیست ( البت...
مارال جون تولدت مبارک
Alles Gute zum Geburtstag تولدت مبارک مارال ...
شمارش معكوس تا تولد ناب ترين عشقم
٦ روز و 1٨ ساعت ديگه تا تولد عشقم باقي مونده .......
مامان ، بابا بیا خونه ی من !!!
عسلی مامان ، توی تولدت ، صفا ( دختر داییت ) برات یه چادر خوشگل پرنسسی هدیه داده بود ، که همون موقع ٣-٢ روز باز کردیم باهاش بازی کردی بعدش جمش کردیم آخه زیاد هم رغبت آنچنانی نشون ندادی. حدودای یه ماه پیش من یاد چادرت افتادم و به بابایی گفتم بازش کنیم تا نفس باهاش بازی کنه . شما هم که عاشقش شده بودی و تند تند میگفتی مامان ، بابا بیا تو خونه ام ، عزیزم بیا خونه ی من . اینجا رفتی تو خونه ات خوابیدی ، بابایی هم از پنجره چادرت یا بقول خودت خونه ات عکس گرفته : اینجا هم از سمت پنجره ستاره ایت عکس گرفته : اینهم...
نویسنده :
مامان و بابا
19:46
همسرم تولدت مبارک
یکی از پروژه های مهم دختر طلا (لگگگگگگگگگگننن )
نفسی از یک سالگی به بعد یاد گرفتی که جیش میگی ولی ما تنبلی میکنیم که ببریمت دستشویی ، البته مامان جون زحمت کشیده و یادت داده . از طرفی هم مان مان جون گفتش که یه ذره بزگتر که شدی تا اون موقع هم هوا خوب میشه و می برتت توی حیاط تا جیش کنی . ولی شما زودتر دست بکار شدی و شروع کردی به گفتن دستشویت و حتی غلیظ تر از اون که ما فعلا" نمیخواستیم باز بشی از پن پن ، دیگه زورتو بیشتر کردی حتی نه پن پن و نه لباس دیگه ای نمی پوشی که از حدود ١٩ ماهگی سر این لباس نپوشیدنت دعوا داریم ............... اینه که فکر کردم به خاطر علاقه زیادی...








