نفس فرشته عشقمنفس فرشته عشقم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

نفس فرشته عشق

نفسم تو 27 ماهگی چه کارایی بلده

اکثر مفاهیم رو بلده (سبک - سنگین ، سرد - گرم ، تمیز -کثیف-بالا - پایین -چپ- راست-جلو-عقب) خیلی قشنگ نقاشی میکشه شدیدا با مامانی و بابایی تخیلی بازی می کنه (تو ذهنش مهمون داری میکنه و برا مهموناش غذا میاره و همه مراحل حتی درست کردن غذا و چایی یا خوردن میوه رو موبه مو اجرا می‌کنه) از نوشتن خسته نمیشه وقتی چشماش کمی سوزش میکنه خودش دراز میکشه و میگه مامانی بیا قطره بریز اگه ببینه کسی اخم کرده سریع میپرسه ، چی کار کردم ناراحت شدی اگه کار بدی کرده باشه و ببینه باعث ناراحتی شده سریع میاد سمت مامانی یا بابایی و با ناز میگه دیگه نمیکنم ببخشید لطفا .... معذرت میخوام وقتی برا چیزی گریه می‌کنه و...
4 آذر 1392

يه حموم رنگي

از دیروز همش میگفتی نقاشی نقاشی ما هم که تا شما یه درخواست کوچولو میکنی سریع میگیم چشم دختر گلم ... حتما" آخه اونقدر با ناز میگی مامانی ............ برام نقاشی میخری ؟ کسی نمی دونه چه زبونی داری .... کسی نمی دونه چه حرفایی میزنی ... اونقدر لحن حرف زدنت ناز و شيرينه كه آدمو از هوش ميبره ، آدم دلش ميخواد بخورتت ، عزيزم. بالاخرما هم نتونستيم نه بگيم و ديشب برات رنگ انگشتي گرفتيم .و شما عسلي هم با اون رنگا، يه حموم رنگي برا خودت درست كردي ، ميگفتي بابا دايره بكشم ، مثلت بكشم . يه چند وقتيه كه بابايي يادت داده كه دايره بكشي و شكلشو ميشناسي ،و همينطور مثلث ،مربع ، مستطيل ، نقطه ، و خط رو ميتوني بكشي ( ا...
1 آذر 1392

اين روزهاي ما پرشده از گريه ها و لجبازيهاي تو ( 26 ماهگيت)

دو روزه كه نميذاري بابايي بره سر كار و 2 ساعت تموم نگهش ميداري ومجبور ميشه دير بره سر كار!  آخه چرا عسلي من؟؟!!!  شبها خیلی بیدار میشی، بعضا" هم دیر میخوابی ، دلیلش هم نمیدونم ، شاید خواب میبینی . من که دائم پیشتم، اگه گرسنه باشی شیرتو دریغ نمیکنم ، اگه که جات خیسه ، اونم که  تند تند کنترلت میکنم .اگه لحاف یا پتوی مورد علاقه ات از روت بره کنار ،که اونم امکان نداره چون دائم چشمم بهته که خدایی نکرده سرما نخوری عشق مامان ،آخه پس چرا عزیزم ؟ !!! این گریه هات برا چیه ؟؟؟؟؟ و تازه اگه جات هم خیس باشه که دیگه خدا اون روزو نیاره ، مگه میزاری پوشکتو عوض کنم ، یه دادوبیدادی تو خونمون راه میندازی  که نگ...
16 آبان 1392

مامان نرو

امروز صبح كه ميخواستم بيام سر كار ، شما كه بيدار بودي ، براي اولين بار بود كه موقع رفتن به شركت منو ميديدي ، و از طرفي كه بيدار بودي ، به من گفتي مامان ميري ؟ مامان نرو. قربون این صدات بشم ، چقدر ناز حرف میزنی ، حالا میبینم که من یه دختری  رو دارم که دلش برام تنگ میشه . ولی میدونی من بیشتر دلم برات تنگ میشه ، فقط به روم نمیارم ، میخوام این دلتنگیمو پشت چهره ام مخفی کنم ولی این همه اش نیست این فقط چند ثانیه است که کمی از خونه دور شم ولی یه کم بعد اشک تو چشم جمع میشه که کاش می تونستم بیشتر در کنارت باشم ، کاش و کاشهای دیگر .... عزیزم اگه دارم میرم این فقط صدای پاهای منه که دورتر میشه  ، ولی قلبم و صدای قلبم همی...
11 آبان 1392

سری اول عکسهای تولد دو سالگی نفس (تولد زنبوری)

به تولد زنبوری نفسم خوش اومدید. همه شما به تولد زنبوری دخترم نفس دعوتید: بفرمایید کارت دعوت نفس: یادگاری از تولد ١ سالگی (کفشدوزکی) عشقم : ساعت به دنیا آمدنت ، شیرین ترین لحظه زندگیم، لحظه تولد نفس بطرفتولد زنبوری نفس ردپای زنبور کوچولو: این ملکه زنبور ما کجا میخواد بره!!! لباسهای نوزادیت : دوباره بوی خوب نوزادیتو ...... ساعت به دنیا آمدنت : و بادکنکهای زنبوری آماده سازی وسایل و تدارکات قبل از تولد : کیک پوشک در تولد ٢ سالگی عشقم نفس و عکسهای تولد آتلیه بطرف تولد ملکه زنبورها: به پارتی ملکه زنبورها خوش اومدید دخترم: بهترینهارو برات آرزو میکنم ...
16 مهر 1392

روز كودكت مبارك كودكم

كوچك رويايي من فقط خدا ميداند، تو از خورشيد هم براي من گرم تري، از ماه هم زيباتري.........  از ستاره هم مهم تري...............       من خودم...........فداي كودكانه هايت مي شوم ...
16 مهر 1392